ـ اگه نمي شنا ختمت ؛ فكر ميكردم يه كوه يخي ؛ سردو بي احسا س ...
ـ ...........
ـ با ور مي كنم
ـ اين با ر كه بيا ي ...
ـ ولي ؛ ما ما ن از حا لا داره ...
ـ راضيش كن
ـ ولي ...
ـ .............................
ـ با ور مي كنم .
از نما يشگاه كتا ب حر ف ميزديم كه بحث به ادبيا ت وشعر ورما ن كشيده شد.
كه اصلا اهلش نيست.
نمي خواست منو برنجونه ؛ اما ميدونستم از نظرش ؛ اين چيزا وقت تلف كردنه.
خوب همه كه مثل هم نيستن ؛ شا يد به تعداد آدماي اين دنيا سبك وسيا ق واسه زندگي وجود داشته با شه .
I hope you find somebody who can dothethings Ididn't do.
Find the road I didn't find, and build a better world for you.
I hope you find somebody bold enough to reach and take ahold
And guide your ever-changin' mind
And free your ever-risin'soul.
But I can't... Ican't.
من بي شما راحت ترم ؛ لطفا نبا شيد
با هر كسي هستيد ؛نه؛ با من نبا شيد
من وصله ئ خوبي براتا ن نيستم و...
شايد شما هم وصله ئ اين تن نبا شيد
گفتيد مي آ ئيد ؛ مي فهميد ما را
اما نمي فهميد ما ن تا زن نبا شيد
من با ل پرواز شما را مي دهم تا...
اما اگر آما ده ئ رفتن نبا شيد!
مي خواهم اصلا از شما ها دور با شم
مي خواهم اصلا بعد از اين اصلا نبا شيد
و باز هم سلام...
مقاومت بي فايده بود.
وسوسه وبلاگ نويسي رو ميگم.
جا ذبش از يه سيب سرخ يا به قولي يه دونه گندم خيلي بيشتره.
زحمت اينجا رو آقا پويا تقبل كرد(زنده با د پوياهه).
اميدوارم پشيمون نشم از اين وسوسه.